تولد 1 سالگی
عزیز دلم: یکسال گذشت و چه زود... یکسال گذشت از همسایه دیوار به دیوار بودن با قلبم،از موسیقی زیبای نبضت و طنین شور انگیز نفست که در من زنده می کرد طعم شیرین زندگی را. نگاهت میکنم و در زیبایی چشمانت بزرگ شدنت را مرور . مرور میکنم همه لحظه هایی را که در آغوش کشیده و تو را بوئیدیم.همه دقیقه هایی که شمردیم تا از خواب برخیزی و زندگیمان را با لبخند نازنینت هزاران بار با طراوت تر سازی. باز هم نگاهت میکنم و زیر لب زمزمه میکنم چه زود بزرگ شدی عزیزدلم. یادش به خیر وقتی پدرت دست و پای کوچک و نحیف تورا در دستانش میگرفت و از اینکه پایت به اندازه انگشت دستش بود لبریز احساس وصف ناشدنی پدر بودن میشد . وقتی صو...
نویسنده :
عاطفه
16:14






